ارویناروین، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

می نویسم برای شیرینی زندگیم...اروین

21ماهگی و کلی خبر

خوشگل مامانی تولد ٢١ ماهگیت مبارک خیلی خوشحالم که داری بزرگ میشی مرد میشی و یواش یواش خوب و بدو از هم تشخیص میدی تازگیا سه تا دندون مثل مروارید به آمار دندونات اضافه شده و شدی ١٦ دندونی شاهزاده ی قلب مامانی دیگه تعداد دندونات رسیده به نصف . انشالله نصف بعدی هم براحتی در میاد. یه دونه ی مامانی اینروزا برنامت تغییر کرده شبا زود میخوابی و صبحا زود بیدار میشی تا دیروز که میرفتم کار آموزی میرفتی خونه بابا بزرگ. اما امروز که خونه بودم بردمت مهد که آروم آروم عادت کنی ولی جوری رفتار کردی که انگار برای چندین سال اونجا بودی دیگه از امروز شدی بچه مهد میدونم با اینکه از محیطش خوشت میاد ولی باز ممکنه اذیت شی اما خوشگل مامانی منو ببخش مجبورم...
30 آبان 1392

20 ماهگیت مبارک

سلام عشق مامانی شاهزاده ی کوچک من چی بنویسم از کجا بنویسم موندم از کجاشروع کنم بذار اول از همه از آقا شدنت از بزرگ شدنت بگم عزیز دلم یه دونه ی مامانی تولد ٢١ ماهگیت مبارک ٢١ ماه گذشت و هر روز بیشتر از دیروز شدی همدم مامانی .روز به روز بینظیرتر و دوست داشتنی میشی بعضا کارایی انجام میدی که حیرون میمونم پسرم کی بزرگ شدو من نفهمیدم .دامنه لغاتت خیلی دیگه گسترده شده فکر نکنم بتونم همشو اینجا بنویسم ولی تا جایی که میتونم برات مینویسم آهو،اوش(گوش)،زیتون،بسی(بستنی)،پیشو(پیچ گوشتی)،آخ(شاخ)،اوشت(گوشت)،ماشین،دو دو(پاشو)،اتو(بشین)،یلام(سلام) اب(ابر)چیپ(چیپس)و... وقتی ازت میپرسیم اسم داییت چیه؟اپشین اسمت چیه؟اوین گربه میگه؟میو می...
29 آبان 1392

تسلیت

  ای مرثیه خوان! کرب و بلا ماتم نیست میراث حسین، درد و داغ و غم نیست جان مایه ی نهضت حسینی این است: هرکس که به ظلم تن دهد، آدم نیست. امروز تاسوعای حسینی است و من از طرف خودم و اروین  این روزها رو به همه دوستان تسلیت میگم و امیدوارم بتونیم بچه هامون رو حسینی بار بیاریم. امروز دومین سالیه که اروین تو مراسم عاشورا وتاسوعا شرکت میکنه البته یه سالیم تو دل مامانی نظاره گر این صحنه ها بود امسال یه دونه یمامانی هم سینه میزنه هم زنجیر،بعضا هم که تو تی وی نشون مید مردم سرشون میزنن تو هم قربونت برم میزنی سرت. وقتیم بابا میگه میرم مسجد دیگه گریه نمیکنی پشت سرش و وقتی ازت میپرسن بابا کجاست میگی مججد قربون ز...
29 آبان 1392

بابایی مهربون تولدت مبارک

بابایی نازم تولدت مبارک انشالله هزار سال سایه ات بالا سرمون باشه دوست دارم بوس بوس     د وست دلرم بابایی      همسر عزیزم در ستاره بارانِ میلادت میان احساس من تا حضور تو حُبابی است از جنس هیچ از دستان من تا لمس نگاه تو آسمانی است به بلندای عشق جشن میلادت را به پرواز می روم دراین خانگی ترین آسمانِ بی انتها آسمانی که نه برای من نه برای تو که تنها برای “ما” آبیست   ...
22 آبان 1392

شیر مرد مامانی زودی خوب شو

سلام عسل مامانی اینروزا بهت سخت میگذره از یه طرف شدیدا تب کردی از یه طرفم مامانی داره میره کار آموزی .اما میدونم تو با اینا کنار میای یعنی پسر مامانی بنا به دلایلی که تو پستای بعد بهت میگم مجبوریم از پریروز شدید تب داری دکترم بردیمت اما دو شب هر دو بیخوابیم و صبح زودم باید پاشیم و بریم من سر کار شما شیر مرد من خونه ی مامان بزرگ. پنج شنبه آزمایشی بردمت مهد اوایل خجالت میکشیدی ولی بعد خوب با مربیت جفت و جور شدی میخوام بعد این دوره یه چند روزی باهم بریم تا عادت کنی تا هم تو وهم من راحت شیم و توهم تو یه جای ثابت بمونی عسل مامانی میدونم سختته .اما اینم میدونم تو هم مثل مامان بابات این سختیها رو به جون میخری تا شاید...قربونه مامان مامان گفتنات ک...
19 آبان 1392

عزیزکم ممنون

عزیزکم ممنون به خاطر تحملی که داشتی و نتیجه تحملت قبولی مامان تو آزمون دوره ای بود که رفته بود  اونم با رتبه خوب.شاهزاده ی من عاشقتم وجود تو گرچه زحمتم رو دوبرابر میکنه ولی ذوق و شوقم را هزار برابر میکنه عزیزکم ممنونتم عشق من، وجود تو در دلم ریشه کرده و هر روز رشد میکند.من بی تو از زندگی سیرم و بی تو میمیرم... تمام خستگی هایت را یکجا میخرم ای معنای زندگی من... .تو فقط قول بده همیشه لبخند بزنی:بر آمدگی گونه هایت توان آن رادارند که امید رفته را بز گرداند. ...
9 آبان 1392

باغ وحش ارم

اروین و ناز کردن حیوونات اروین و کلی ذوق با بادکنکی که خاله لیلا براش گرفته بود(مرسی خاله لیلا) اروین و اوتر(شتر) لحظه ی ترکیدن بادکنک وقتی اروین نیمیخواد ازش عکس بگیرن اروین و بچه خر گوش واما پایان گشت گذار اروین خان در باغ وحش ...
8 آبان 1392
1